manoyar
به وبلاگ صاحب الزمان (عج) خوش آمدید
برچسب:, :: :: نويسنده : boshra در انتظار دیدنت همه دلها بیقرارند
برچسب:, :: :: نويسنده : boshra دل پریشونم پریشونم که اربابم نیوم بعد عمری عاشقی حتی یه شب خوابم نیومد آسمون عصرای جمعه مثل من بهونه گیره بارون گریه باهام حرف میزنه که خیلی دیره مادر تو دل غمینه : خون جدت رو زمینه العجل یا حجه الله العجل بقیه الله
برچسب:, :: :: نويسنده : boshra چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی خلیل آتشین سخن ؛ تبر به دوش بت شکن خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی برای ما که خسته ایم نه ؛ ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام دوباره صبح؛ ظهر ؛ نه غروب شد نیامدی
برچسب:, :: :: نويسنده : boshra خدایا من دلم قرصه کسی غیراز تو با من نیست خیالت از زمین راحت که حتی روز روشن نیست کسی اینجا نمی بینه ، که دنیا زیر چشماته یه عمره یادمون رفته ، زمین دار مکافاته فراموشم میشه گاهی که این پایین چه ها کردم که روزی باید از اینجا بازم پیش تو برگردم خدایا وقت برگشتن ، کمی با من مدارا کن شنیدم گرمه آغوشت ، اگه میشه منم جا کن
برچسب:, :: :: نويسنده : boshra به خدا گفتم : خسته ام!!! گفت : لاتنقطو من رحمة الله (از رحمت خدا نا امید نشوید). گفتم : هیچکس نمی دونه تو دلم چی میگذره!!! گفت : ان الله بین المرء و قلبه ( خدا حائل است میان انسان و قلبش). گفتم : هیچ کس را ندارم!!! گفت : نحن اقرب الیه من حبل الورید(ما از رگ گردن به انسان نزدیکتریم). گفتم : ولی انگار فراموشم کردی!!! گفت : فاذکرونی اذکرکم (مرا یاد کنید تا یاد کنم شما را).
برچسب:, :: :: نويسنده : boshra گفتمش نقاش را نقشی بکش از زندگی
|